امروز دکتر عباسي اومده بود دانشگاه صنعتي.بعد از ظهر ساعت ۵/۱  تو تالار 8 سخنراني داشت. من ساعت1 رفتم که يه جا براي نشستن گير بيارم. تا ساعت ۵/۴ طول کشيد. پرسش و پاسخ هم مؤکول شد به بعد از نماز مغرب و عشاء . ساعت 5 اومدم خونه ناهار خوردم! دوباره ساعت 6 رفتم دانشگاه. اين جلسه هم تا ساعت ۵/۸ طول کشيد. همه پرسش و پاسخ را با موبايلم فيلمبرداري کردم. اما آخر سر دکتر گفت من راضي نيستم فيلمي از اين جلسه بره بيرون. طفلکي حق هم داشت.سر اون سخنراني قبلي دادگاهيش کردند و 2 سال تموم طول کشيد تا تبرئه بشه. در کل صحبت هاي در خور توجهي داشت که اگه فرصت شد بعدا خلاصه‌اش را براتون مي‌نويسم.
اما نکته اي که امشب مي‌خوام بگم يه چيز ديگه‌است.چند روز پيش هم ده نمکي را دعوت کرده بودند.اومده بود فيلم جديدي که بعد از فقر و فحشا ساخته بود را نمايش بده. فيلم جالبي بود. «کدام استقلال کدام پيروزي» . اونم وقتي ازش در مورد دادگاه و زندان رفتنش پرسيدند اول گفت موبايلاتون را خاموش کنيد! بعد هم خيلي محتاطانه در مورد زندان رفتنش توضيح داد. اما سر جمع چيزي که از اين چند تا سخنراني بهش رسيدم اين بود که تو اين کشور هر کس بخواد حرفي از عدالت بزنه زودي دهنشو سرويس مي کنند. تو اين کشور هر کس بخواد سخني از درد مردم بگه زودي زبونشو مي برند.  تو اين کشور هر کس بخواد به اون  بالابالاها سرک بکشه  و نيمچه نقدي به حوزه‌هاي قدرت و ثروت داشته باشه زودي سرشو قطع مي کنند. اين مهمترين چيزي بود که از اين چند جلسه دستم اومد.
بيخود نيست اين روزا عباسي آروم تر شده و ده نمکي هم گارگردان !


نوشته شده در تاريخ 30/8/85 ساعت0:17



نوشته شده در  شنبه 7/11/1385ساعت  7:50 صبح  توسط پويا پرتو 
  نظرات ديگران()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[10/5/1387- 12:26 ص] يا سريع الرضا
[17/4/1387- 11:40 ع] سطل آشغال !
[30/3/1387- 10:26 ص] طرحِ خراجِ پُل!
[آرشيو شده ها]