و من اکنون در مشهدالرضايم. مبهوت ومتحير!
هنوز جرات نکرده‏ام از صحن آزادي و از سر قبر شيخ بهايي پايم را فراتر بگذارم!
به چهارمين پست قبليم که مي نگرم با خود مي انديشم که در اين موقعيت اصلا آمادگي حضور در محضر امامم را نداشتم. فقط ادايش را در مي آوردم!
 


ياامام رئوف
وقتي به طوس جا به کنار تو مي کنم     احساس وصل حق به جوار تو مي کنم
در بين خلق از همه با آبرو ترم                     چون کسب آبرو ز غبار تو مي کنم
با اشک خجلت آمده ام در حريم تو           اين است گوهري که نثار تو مي کنم
من دل شکسته آمدم و پاک ديده ام              دل را چو ديده آينه دار تو مي کنم


نوشته شده در  جمعه 2/6/1386ساعت  10:33 عصر  توسط پويا پرتو 
  نظرات ديگران()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[10/5/1387- 12:26 ص] يا سريع الرضا
[17/4/1387- 11:40 ع] سطل آشغال !
[30/3/1387- 10:26 ص] طرحِ خراجِ پُل!
[آرشيو شده ها]