مدتي است خودم را مشغول نوشتن روزانه‌هايم کرده‌ام. کارهايم را مي‌نويسم و حالاتم را. براي آنکه بماند.داستان زندگي
ابتدا گفتم کاش مي‌شد، دوربيني در هر لحظه، با ما، روبروي کل زندگي ما مي‌چرخيد و تمام جوانب لحظات گريزنده را ثبت مي‌کرد؛ لحظاتي که گاه انسان آرزو مي‌کند کاش هيچ‌گاه لحظه نبودند. در هر جايي از  عمر، مي‌شد لحظه‌ها، هفته‌ها، ماه‌هايي از عمر رفته را با فشردن دگمه‌اي، تصوير به تصوير بر پرده ديد، همانطور که بوده و ثبت شده بود نه آنچنان فريبکارانه که بعدها حافظه باز مي‌سازد.
بعد دريافتم که چه چيز کش‌دار و خسته‌کننده‌اي مي‌شد آن فيلم لحظه به لحظه، که گاهي باز ديدنش حال آدم را به هم مي‌زد؛ چرا که اندکند لحظاتي از عمر که انسان مشتاق تکرار دوباره‌شان باشد. و اصلا کِي فرصت ديدنش دست مي‌داد؟ و آيندگان که خود حتما فيلمي مخصوص به خود دارند را چه اشتياقي به ديدن فيلم ما بود؟
به راستي اگر نسيان نبود، با آن همه چيزهاي بي معنا و خسته‌کننده که روزگار در ذهن ما انباشته بود، چه مي‌کرديم؟


پ.ن: اين حرف ها از آن من هست و مال من نيست.


نوشته شده در  دوشنبه 26/9/1386ساعت  8:24 عصر  توسط پويا پرتو 
  نظرات ديگران()

عدالت محوري، خدمت رساني به مستضعفان، ايستادگي و مبارزه بااستکبار جهاني و ارائه الگوي کارآمد ديني به جهانيان، نه اينکه شعارهاي احمدي‌نژاد براي جلب راي مردم بوده باشد که از ابتدا گفتمان اصلي انقلاب اسلامي بر پايه همين مباني شکل گرفت و مي‌توان احمدي‌نژاد را تنها احياگر دوباره اين شعارها در متن جامعه غوطه‌ور در فقر و فساد و تبعيض دانست.از مردم براي مردم
در اين بين کاملا طبيعي است افراد و جرياناتي که رويه خدمت رساني دولت را مغاير با علايق و منافع خود مي‌بينند، بيکار ننشينند و همانگونه که شاهد بوديم، از همان ايام انتخابات با وارد کردن انواع شايعات و اتهامات، در يک اقدام هماهنگ از هيچ کارشکني فروگذار نکردند. اين رويه تا به امروز ادامه داشته و بانزديک شدن به انتخابات مجلس هشتم شدت بيشتري به خود گرفته است؛ تا آنجا که تبليغ عليه دولت، اشاعه شايعات و وارد کردن اتهامات بي اساس را علناً در صدر دستورالعمل‌هاي اجرايي گروهک‌هايشان قرار داده‌اند.
تلاش بي وقفه دستگاه قدرت و ثروت در وارد آوردن ضربه بر پيکره دولت خدمتگزار همچنان ادامه دارد، غافل از اينکه آن‌ها ناکارآمدي فکر و عمل خود را در همان سال‌هاي حکمراني بر اين ملت به اثبات رسانيده‌اند و اين بار هم به فضل خدا با «نه» بزرگ مردم روبرو خواهند شد.
«وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَالله اِنَّ اللهَ خَيْرُالْماکِرين»


نوشته شده در  يکشنبه 18/9/1386ساعت  3:15 عصر  توسط پويا پرتو 
  نظرات ديگران()

پشت شيشه اتوبوس واحد، با خط زيبايي نوشته بود:


The profit of greeting and saying hello is health.


سود سلام سلامتي است.


سلامم را تو پاسخ گوي


نوشته شده در  چهارشنبه 14/9/1386ساعت  11:52 عصر  توسط پويا پرتو 
  نظرات ديگران()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[10/5/1387- 12:26 ص] يا سريع الرضا
[17/4/1387- 11:40 ع] سطل آشغال !
[30/3/1387- 10:26 ص] طرحِ خراجِ پُل!
[آرشيو شده ها]