در اين مدت که روزانه‌هايم را مي‌نويسم و گاه‌گاه آن‌ها را مرور مي‌کنم، به يک نکته بسيار مهم و در عين حال عجيبي رسيده‌ام و آن هم اينکه همه اتفاقاتي که در طول روز براي آدمي مي‌افتند، چنان ارتباط دقيق و تنگاتنگي با هم دارند، که انسان تعجب مي‌کند با وجود اين روشني، چرا در موقع حدوث متوجه آن نبوده است. يعني بعد از گذشت زمان و تبديل حال به گذشته وآينده به حال است که تازه انسان در مي‌يابد اين قضايا که همان روز به نظرش هيچ ارتباطي به هم نداشته‌اند، چقدر هماهنگي دارند.


نمي‌دانم چگونه اين قضيه را توصيف کنم و به کدام صفت آدمي نسبت دهم، فقط همين اندازه مي‌دانم که انسان به هنگام وقوع حوادث، از درک کليّت آن عاجز است و اين گذشت زمان است که شناسايي و ارزيابيِ واقعي راممکن مي‌سازد.گذشته، حال، آينده...


يقين دارم که اين فهمِ ارتباطاتِ حوادثِ پيرامونمان بعد از گذشت زمان، بسيار ناچيزتر از آن فهم و درکي است که پس از «مرگ» نسبت بدان دست خواهيم يافت.


قال رسول‌الله(ص):
 
« اَلنّاسُ نِيامٌ فَإذا مَاتُوا انتَبَهُوا »
   
مردم در خوابند. آنگاه که مردند بيدار مي شوند.


نوشته شده در  شنبه 13/11/1386ساعت  5:12 عصر  توسط پويا پرتو 
  نظرات ديگران()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[10/5/1387- 12:26 ص] يا سريع الرضا
[17/4/1387- 11:40 ع] سطل آشغال !
[30/3/1387- 10:26 ص] طرحِ خراجِ پُل!
[آرشيو شده ها]