روز قشنگي بود امروز. قشنگ و باور نکردني.
بعد از 8 سال ديدمش. دقيقا 8 سال و 54 روز!
کجا؟ تو راه دانشگاه. زير پل خواجو. محل هميشگي آرامش من.
هيچ وقت فکر نمي‌کردم لحظه ديدار، مصداق اين شعر صائب قرار بگيرم:
گريه شادي حجاب چهره مقصود شد ... بعد ايّامي که چشمم رخصت نظّاره يافت
بعدش اس ام اس داد: «خودمونيم، خداييش اشک‌هاتم قشنگه!»


...


خدايا! شکر. خدايا! صدهزار مرتبه شکر. خدايا! شکر به خاطر اين همه نعمت.
خدايا! شکر به خاطر نعمتي به نام دوست!
 


گريه شادي


نوشته شده در  چهارشنبه 18/7/1386ساعت  12:15 صبح  توسط پويا پرتو 
  نظرات ديگران()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[10/5/1387- 12:26 ص] يا سريع الرضا
[17/4/1387- 11:40 ع] سطل آشغال !
[30/3/1387- 10:26 ص] طرحِ خراجِ پُل!
[آرشيو شده ها]