بياييد نذر کنيم براي ظهور حضرت ولي‌عصر آقا امام زمان شب تا سحر دعا کنيم و از او بخواهيم که بيايد!
شدم از غيبتت اي شاه جهان دلخسته...پر و بالم به همين ره بخدا بشکسته
مولاي من تا پيمانه عمرم تمام نشده بيا و ما را از سربازان حقيقي خويش قرار بده و...
بيا اي عزيز زهرا
تا با چشمهاي خويش ببينيم که چگونه براي جدت حسين و مادرت زهرا نوحه سرايي مي‌کني و چگونه روضه مي‌خواني و چگونه مي‌گريي.
خوانندگان گرامي: آيا تا به حال با خود فکر کرده‌ايد که مولايمان اکنون کجاست؟ چه مي‌کند؟ چرا نمي‌آيد؟ کجا زندگي مي‌کند؟ آيا همدمي دارد؟ يا اينکه تنهاست؟ چه بايد کرد؟ چند بار قلب او را با گناهانمان آزرده‌ايم؟
بياييد اي دوستان و ره‌جويان حضرت منتظر جمع شويم و با هم زمزمه کنيم.
مراسم معنوي و پرفيض
دعاي کميل سحرها
همراه با سخنراني و نواي گرم برادرم.ب
موعد: هر هفته سحرهاي جمعه از ساعت 3 الي نماز صبح
ميعادگاه: خ ... مسجد ...
در ضمن عزيزان مشتاق جهت استراحت تا هنگام شروع دعا مي‌توانند از ساعت 9 شب تا شروع مراسم در ميعادگاه استراحت نمايند!


اين تبليغي از يک مراسم مذهبي است که چند روزي است بر در و ديوار شهر و در تعدادي از اتوبوس‌هاي واحد خودنمايي مي‌کند.
با مداحشون آشنا هستم. خودم اون موقع اونجا بودم که جاسم دستبند را زد به دست همين آقاي مداح و برد تحويلش داد.من هم به جهت آشنايي و براي اينکه بنده خدا مبادا خجالت بکشه خودمو نشون ندادم. حالا اينکه چطوري دوباره آزاد شده و داره با اين آزادي خيال و فراغت بال همون برنامه‌هاي خودش را پياده مي‌کنه برام جاي تعجبه!
کارشون بي شباهت به قضيه بروجردي يا اون يارو که وسط بيابون يه کعبه درست کرده بود نيست.روزي را مي‌بينم که خبر 20:30 مراسم دعاي اين‌ها را هم به عنوان تريپ جديد منتظران مهدي(عج) نشون بده!


اين روزها بازار اين مداح‌ها خوب گرم شده. نمونه ديگرش آقاي م.ر که امکان نداره موقع روضه خوندن براي اربابش حسين! گردنبند طلا گردنش نباشه! خودم پاي مجلسش بودم که در اوج سينه زني ميکروفن را گرفت کنار و چندتايي فحش ناموس به مسئول تنظيم صوت نثار کرد که چرا تکرارش کمه ! جديدترين شعري هم که خونده اين بوده:


قسمت نميشه انگار حرمتو بينم ... براي آخرين بار براي تو بميرم!
دوستت دارم آقاجون به جون هرچي مرده ... تحمل غم تو منو ديوونه کرده!
هيشکي مثل من تو رو دوست نداره اينو از تو چشام مي‌توني بخوني!


يادمه چندين سال پيش که اين بابا هنوز معروف نشده بود براي تولد امام علي(ع)دعوتش کردم هيئتمون.وسط جشن که همه دارن دست مي‌زنند، شروع کرد روضه بخونه!تا مردم اومدند حالت عزا به خودشون بگيرن و گريه کنند، داد زد که پس چرا دست نمي زنيد؟! خلاصه آنچنان آبروريزي در آورد که تا چند روز هرکي منو تو محل مي‌ديد با مسخرگي مي‌گفت: «پس چرا دست نمي‌زنيد؟!»  آخر مجلس هم 10 هزار تومان گذاشتم کف دستش و گفتم برو به سلامت. شنيدم الآن کمتر از 300 ، 400 هزار تومن جايي نميره بخونه!
سوال اينجاست که چه کساني، با چه پول‌هايي پشت سر اين‌ها هستند که اينجور اين‌ها را گنده مي‌کنند؟ چه قدرتي اين‌ها را حمايت مي‌کنه که مثلا روز اربعين امام حسين(ع) همين آقا بايد با گردنبند طلاش تو جاي مقدسي مثل خيمه گلستان شهداي اصفهان بخونه؟
 


واقعا مظلومه آقامون


پ.ن: کجايند آن‌ها که به سيد جواد خدابيامرز گير مي‌دادند؟ انصافا افکار اين‌ها خطرناک‌تره يا افکار سيد؟ اشعار این‌ها وهن دینه یا اشعار سید؟ اون خدا بیامرز که رفت و عملش را هم با خودش برد. مدعیان حالا چرا دهانشون رو بستند و هیچی نمی‌گن؟


نوشته شده در  دوشنبه 7/8/1386ساعت  1:29 صبح  توسط پويا پرتو 
  نظرات ديگران()


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[10/5/1387- 12:26 ص] يا سريع الرضا
[17/4/1387- 11:40 ع] سطل آشغال !
[30/3/1387- 10:26 ص] طرحِ خراجِ پُل!
[آرشيو شده ها]