سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.

قومی ز پی مذهب ودین می سوزند
قومی زبرای حور عین می سوزند
من شاهد و می دارم و باغی چو بهشت
ایشان همه در حسرت این می سوزند!
 “عبیدزاکانی»


نوشته شده در  یکشنبه 95/1/15ساعت  11:24 عصر  توسط پویا پرتو 
  نظرات دیگران()

دیگران از صدمهء اعدا همی نالند ومن
ازجفای دوستان گریم چو ابر بهمنی!
سست عهد و سرد مهرند این رفیقان، همچو گل
ضایع آن عمری که با این سست عهدان سرکنی!
دوستان را می نپاید الفت و یاری ولی
دشمنان را همچنان برجاست کید و ریمنی
کاش بودندی به گیتی استوار و دیرپای
دوستان در دوستی چون دشمنان در دشمنی!
«رهی»


نوشته شده در  یکشنبه 95/1/15ساعت  11:21 عصر  توسط پویا پرتو 
  نظرات دیگران()

به گزارش پارسینه: به علت بارش برف وعدم آمادگی ارگانهای ذیربط مناطق زیادی از شیراز24ساعت است که باقطعی برق و آب روبروهستند. ازروزگذشته نان نایاب شده و قیمت برنج به10هزارتومان رسیده است.

نگفتم؟!

 

8ژانویه 2014


نوشته شده در  یکشنبه 95/1/15ساعت  11:15 عصر  توسط پویا پرتو 
  نظرات دیگران()

دیروز یکی از دوستام زنگ زد گفت باقمه زدند تو سر استادمون گوشیشو بردند.
اتفاقا دیشب تلویزیون اعلام کرد گرفتیمشون!
{واللابه خدا فیلمی که مااز دزدمون داریم خیلی واضح تر از فیلم این استاده ست!
معلوم میشه اگه بخواند،میتونن.مسأله اینه که نمیخواند!}
مملکته داریم؟!

8ژانویه2014


نوشته شده در  یکشنبه 95/1/15ساعت  11:1 عصر  توسط پویا پرتو 
  نظرات دیگران()

میگه اینقدر نرو و بیا!
اگه قتلی چیزی بود واست پیگیری میکردند اما این سرقت و این چیزا را کاری نمیکنن.

خدائیش مملکته داریم؟!


نوشته شده در  یکشنبه 95/1/15ساعت  10:57 عصر  توسط پویا پرتو 
  نظرات دیگران()

یه قِلاق سیا رو درخت چنارا نَبشی چارباغ  نیشِسه بودا? پنیرمیخورد! یه شاغال عینی روبا اومِدا? بِشِش گفت : انگاررَختاعیددا بَرِد کردِی؟ چندی خوشکِل شده ی؟ زهر خورده  یٌخده بوخون بینیم صداد چه جوریِس؟
 قِلاقه پنیرا زِد لابغلشا گفت :برو چوری چی!  من خودم اِزطایفه قارقاریا مَچِد لُمبونم!  تو اومِدِى کالا سری من بزارى؟جالب بود


نوشته شده در  یکشنبه 95/1/15ساعت  10:55 عصر  توسط پویا پرتو 
  نظرات دیگران()

هممچنان کز گردش انگشتهابر پرده ها
وز طنین دلکش ناقوسها
وز سکوت زنگدار دشتها
وز اذان ناشکیبای خروس
وز عبور مه ز روی بیشه ها
وز خروش زاغها
وز غروب برف پوش _
اشک میریزد دلم...

«احمدشاملو»


نوشته شده در  یکشنبه 95/1/15ساعت  10:53 عصر  توسط پویا پرتو 
  نظرات دیگران()

آن روزها رفتند
آن روزهای برفی خاموش
کزپشت شیشه دراتاقی گرم
هردم به بیرون خیره میگشتم
پاکیزه برف من، چوکرکی نرم
آرام می بارید
بر نردبام کهنهء چوبی
بر رشتهءسست طناب رخت
بر گیسوان کاجهای پیر
و فکر میکردم به فردا، آه...
فردا...
“فروغ“


نوشته شده در  یکشنبه 95/1/15ساعت  10:48 عصر  توسط پویا پرتو 
  نظرات دیگران()

همش میگن چرا برف نمیاد؟چرابرف نمیاد؟!
یه کوچولو برف اومده تمام شهر مختل شده!
چراغ راهنمایی ها از کار افتاده،خیابونا یخ بسته،ماشینا مثل توماشین سواری شهربازی مرتب سر میخورن و میخورن به هم،نه پلیسی هست،نه تاکسی،نه اتوبوس، اصن یه وضعی...
بعد ملت میگن چرا برف نمیاد؟!
باباازقدیم هم گفته اند خدا سرما را به اندازه بالاپوش میده!

 

 

پ.ن: فک کنم اگه یکی از این برفا که تو اروپا وامریکا میاد اینجا میومد،کلا کشور1ماه تعطیل میشد،کسی نمیتونست از خونه بیاد بیرون،گاز قطع میشد،آب یخ میزد،برق میرفت! قحطی میشد...
بعد همه توخونه هامون میمردیم!


نوشته شده در  یکشنبه 95/1/15ساعت  10:43 عصر  توسط پویا پرتو 
  نظرات دیگران()

دوست من!
یه کم بیاجلو! یه حرف در گوشی باهات دارم.
آها! خوب شد. میگما :

شنابلدنیستی دلتوبه دریانزن!


نوشته شده در  یکشنبه 95/1/15ساعت  10:40 عصر  توسط پویا پرتو 
  نظرات دیگران()

   1   2   3   4      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
حسرت
جفای دوستان
نگفتم؟
اگه بخواند،میتونن
اگه قتل بود...
قِلاق سیا و روبا
اشک میریزد دلم
آن روزها رفتند
چرابرف نمیاد؟!
شنا بلدی؟
مراد
دزد
مواظب باشید
ایام عشق
انکار بی فایده است
[همه عناوین(147)][عناوین آرشیوشده]